پایان دوران خوش زندگی !

 

بفرمایین، خیالتون راحت شد !؟

هی گفتین : "بابا تو که غمی نداری و به تو که خیلی خوش میگذره و گلابیه و ..."

و اما بشنوین از برنامه زندگی بنده در چند روز آینده:

 

پنجشنبه 24 آبان: قسمت اول سری دوم تمرین Image Processing

دوشنبه 28 آبان: ارائه ی درس Data Mining (اینو که هر هفته داریم!)

سه شنبه 29 آبان: سری سوم تمرین Computational Complexity

چهار شنبه 30 آبان: ارائه ی پروژه ی پایان ترم Image Processing

پنجشنبه 31 آبان: قسمت دوم سری دوم تمرین Image Processing

 

حالا من یه چیزی میگم، شما یه چیزی میشنوین. مثلا این Computational Complexity که آدم وقتی اسمش رو میشنوه، موهای بدنش میریزه! تمرین هاش اکثرا تیریپ اثباتیه. باید بریم 2-3 فصل کتاب رو بخونیم، بعد بشینیم فکر کنیم، شاااااااید یه چیزی به ذهنمون رسید. کپی زدن و هم که باید کلا بی خیال بشیم، چون کسی جواب رو (اگه داشته باشه) بهت نمیده که بخوای کپ بزنی.

Image هم که تمریناش هر کدوم پروژه ایه واسه خودش.

البته بجز اینا چیزای دیگه ای هم هست، مثل ارائه ای که واسه Computational Complexity دارم و یه هفته بعد از این پروژه های بالاست.

 خلاصه که خدا خودش به خیر کنه

 (عکس ها به سفارش ژاله! گرفته شده و البته با اغراق)

 

میدونم الان میخواین زود برین کامنت بذارین که:

   

"بی جنبه، هنوز ۴ روز نشده رفتی کانادا، یادت رفت ماه های شمسی چند روز داره"

"از کی تا حالا آبان ۳۱ روزی شده!!"

 

Halloween

سلام

فکر کنم که تعداد خوانندگان وبلاگ من به نصف کاهش پیدا کرده، هر چند تعداد کامنت های پست قبلیم ۲ برابر شده!

ببخشید که این ۱-۲ هفته یکمی سرم شلوغ شده بود. درس و مقش مشق هام هم زیاد شده بود. ولی خب، این سری که از هالووین (Halloween) میگم. امروز (شنبه) هم یه برنامه ی دیگه ای بود که رفتیم. اگه حالش بود از اون هم براتون میگم.

فکر کنم در مورد هالووین یه چیز هایی بدونین.

هالووین روز ۳۱ ام ماه اکتبر هستش. میگن هالووین روزیه که جادوگر ها (Witches) میان توی خیابون (یه چیزی تو این مایه ها).

بچه های کوچولو، تا زیر ۱۰-۱۵ سال، لباس های عجیب و غریب و مثلا ترسناک می پوشن و یه کیسه هم میگیرن دستشون. بعد معمولا یا به صورت گروهی و یا به همراه پدر و/یا مادرشون راه میوفتن تو خیابون. میرن و در تک تک خونه ها رو میزنن. بعد طرف که در رو باز میکنه، بچه ها میگن : "Trick or Treat". بعد اون طرف اگه بگه "Trick"، اون بچه ها هو کدوم یه کار (مثلا) ترسناک انجام میدن. بعد اون طرف یه شکلات یا چیپس یا یه چیزی تو این مایه ها میذاره تو کیسه ای که اون بچه ها با خودشون دارن. اگه نه هم که بدون اینکه بچه ها کاری انجام بدن بهشون شکلات و اینا میده (Treat). معمولا لباسی که بچه ها (یا بزرگتر ها) می پوشن، یه شخصیت کارتونی یا سینمایی هستش. ولی در کل میتونه هر چیزی باشه. (عکس از ویکی پدیا !)

 

ما خیلی صاحب خونه ی باحالی داریم (Richard). چند روز قبل از هالووین، خودش یه کارتون پر از چیپس های کوچیک آورد که اگه کسی اومد در خونه دست خالی بر نگرده (خونه دانشجوییه دیگه، همه چی توش پیدا میشه الا غذا و خوردنیه درست و حسابی). یه پیغام هم برای ما روی چیپس ها گذاشته بود:

 برای ما هم کلی شکلات و کاکائو آورده بود.

شب هالووین فقط من خونه بودم. کلا ۱۰-۱۵ تا بچه بیشتر نیومدن دم خونه ی ما. البته به نفع ما شد، چون بقیه ی چیپس ها موند برای ما .

اما بزرگتر ها هم توی هاووین همچین از بچه ها کم نمیارن. اونا هم لباس های عجیب و غریب می پوشن و راه میوفتن تو خیابون یا میرن اینور و اونور مهمونی یا میرن disco. امسال ۴ شنبه هالووین بود. من کلا ۳ تا جا رفتم:

۱- شنبه ۲۷ اکتبر:

یکی از اعضای کلاس سالسا (Kate) یه تعدادی از بچه ها رو دعوت کرده بود که شنبه برن خونش. خب هر کسی باید یه لباسی (custom) می پوشید و می رفت. من کلی فکر کردم تا بالاخره ...

اگه حدث حدس زدین که من چی بودم ؟!

معرفی میکتم، چاکر شما، داش فرزاد !

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتیم آقا چه بهتر که با تریپ ایرانی پاشیم بریم. این خارجی ها Batman و Zorro دارن، ما هم داش !

البته این جایی که رفتیم خوشبختانه یه ۳-۴ تا ایرانی دیگه هم بودن که خوب چون می دونستن من چی هستم، کلی حال کردن. یه چند تا عکس از بقیه ی مهمونی براتون میذارم:

 

 

 

 

 

دیدم این خون آشامه چشمش به ناموس مردمه، گفتم یه حالی ازش بگیرم  

 

عکس پایین: من و Kate (میزبان مهمونی)

خیلی مخلصیم به مولا  (با لهجه ی داشی).

ضمنا این خانوم Kate ازدواج کرده. گفتم بگم که خیالتون راحت بشه

 

۲-  سه شنبه ۳۰ اکتبر:

کلاس سالسا سه شنبه هاست. یه ایمیل به بچه های سالسا زدن و گفتن که همه به مناسبت هالووین لباس بپوشن و بیان. منم که میدونین، پایه ی اینجور کارا هستم:

 

قابل توجه اونایی که تا حالا رقص سالسا ندیدن، بارز ترین تفاوت رقص سالسا با رقص ایرانی اینه که سالسا یه رقص ۲ نفره است، یعنی هر کسی باید یه پارتنر (partner) داشته باشه. کلاس سالسا اینجوریه :

 

هر کسی یه تیریپی زده بود:

God Father & Neo (Matrix)o

 

خون آشام، کولی (gipsy)، شیطون و ...

 

من که این دفعه همچین هویت درست و حسابی ای نداشتم. شاید یه چیزی تو مایه های گربه نره

این هم از سه شنبه ی پر برکت ما.

۳- چهار شنبه ۳۱ اکتبر (هالووین)

شب هالووین برنامه که خیلی زیاد بود. من با یه سری از بچه ها Grad Club قرار داشتم. Grad Club یه جاییه تو خود دانشگاه که غذا و نوشیدنی می فروشه. تقریبا تو مایه های تریای دانشگاه. ولی خب بعصی وقت ها مراسم و کنسرت و چیزای مشابه این هم توش برگزار میشه.

ساعت ۹:۳۰ شب با بچه ها قرار داشتم. تو خیابون که با دوچرخه می رفتم سمت Grad Club همه جور آدمی دیده می شد. با لباس های عجیب و غریب. عکس های پایین عکس هایی هستش که تو Grad Club گرفتیم:

 

 

 

 

این سری دیگه خدایی من هیچ چیزی خاصی نبودم !

البته چهار شنبه صبح هم یه برنامه ی کوچولویی تو دانشگاه داشتیم که هنوز عکسی ازش ندارم.

و این بود هالووین ۲۰۰۷.

 

برنامه ای که امروز (شنبه) داشتیم، یه مسابقه ی Paint Ball بود که خیلی باحال بود.

الان ساعت ۱:۲۵ صبح هستش. ساعت ۲ که بشه، ساعت ها رو یک ساعت میکشن عقب. منم  خیلی خستم. چند تا عکس از Paint Ball میذارم. ایشالا بقیه ی مطلب رو تو یه فرصت دیگه می نویسم.

 

 

 

 

 

تا بعد