در این مدت چه گذشت ...
یه مدتی زیادی چیزی ننوشتم که البته دلیلش هم این بود که جدی حسش نبود!
فکر کنم هر کاری بعد از یه مدت یکنواخت میشه، حتی وبلاگ نوشتن و خوندن.
خیلی ها زحمت کشیدن و زود به زود وبلاگ منو چک کردن که ازشون تشکر میکنم.
اما از اتفاقاتی که تو این مدت افتاد براتون بگم:
فکر کنم اولیش کنفرانس CCCG بود توی مونترال که توی آگوست رفتیم. سه نفر از بچه هایی که تو زمینه ی Computational Geometry کار میکنیم با هم رفته بودیم. ۳ روز مونترال بودیم. هزینه های سفر رو دانشگاه میداد. یه اتاق توی یه هتل نزدیک دانشگاه McGill گرفته بودیم، چون کنفراس توی McGill بود. کنفرانس که خیلی خوب و متنوع بود. از همه بهتر این بود که آدم هایی که فقط اسم هاشون رو روی جلد کتاب می بینی رو اونجا حضوری می بینی و باهاشون صحبت میکنی.

خلاصه که خیلی خوش گذشت. این هم عکس دست جمعی که هر ساله توی این کنفرانس میگیرن. من اون وسط ها وایسادم ... (کیفیت بالا)

روز آخر هم رفتیم Biodome که میشه گفت شبیه باغ وحشه، با این تفاوت که قسمت های مختلفش آب و هوا های مختلف داره.


بعدش هم از اونجا رفتیم ترمینال و با اتوبوس برگشتیم کینگستون.
هر سال اواخر ماه آگوست توی کینگستون فستیوال موسیقی بلوز (Blues Festival) برگزار میشه. اگه اشتباه نکنم کلا در طول ۳ روز برگزار میشه و یه تعدادی از باند های مختلف کنسرت اجرا میکنن. ۱۰ دلار ورودی داره و در ۲-۳ جای شهر برگزار میشه. من روز آخرش رو رفتم که توی downtown بود.

کلا بدک نبود، البته من بعد از ۲ ساعت حوصله ام سر رفت و برگشتم خونه!
۲۱ آگوست سالگرد ورود خودم به کانادا بود! رفتم یه منقل (Barbeque) خریدم و یه جوجه کبابی توی حیاط پشت خونه با ۲ تا از دوستان خوردیم. گویا کانادایی ها زیاد BBQ درست میکنن. البته به پای ایرانی ها که نمیرسن

از اوایل آگوست هم که مشغول نوشتن تزم بودم. ها، راستی چون مشغول نوشتن تزم بودم نتونستم مطلب جدیدی تو وبلاگم بنویسم
. تقریبا میشه گفت تزم تموم شده. ایشالا تا ۱ ماه دیگه هم دفاع میکنم. تا ببینیم چی میشه ...
فعلا ![]()