آبشار نیاگارا - قسمت اول
امیدوارم که حال همگیتون خوب باشه. دانشگاه ها هم با هزار یا علی مدد بالاخره باز شده و یه عده که میرین سر کلاس، یه عده هم واسه ارشد می خونین، یه عده هر دوتاش و یه عده دیگه هم هیچکدوم!
همونطور که قبلا هم بهتون گفته بودم، شنبه رفتیم آبشار (یا بهتره بگم آبشار های) نیاگارا. جای همگی خیلی خیلی خالی بود. بذارین از اول بگم که چی کارا کردیم و کجا ها رفتیم :
این جریان رفتن به نیاگارا رو از همون روز های اول که اومده بودیم کینگستون می دونستیم، چون تو QUIC رو بورد زده بودن و تاریخ (۲۹ سپتامبر ۲۰۰۷) و هزینه سفر (فکر کنم ۵۶ دلار) هم از اول معلوم بود. من حدود ۲ هفته قبل از تاریخ حرکت رفتم و بلیط رو خریدم. اگه اشتباه نکنم من نفر ۹۶ ام بودم. کلا حدود ۱۲۰ نفر بودیم. جا داره اینجا اضافه کنم که این پولی که از ما ها گرفتن فقط بابت هزینه ی اتوبوس بود، غذا و اینجور چیزا با خودمون بود. سر ساعت ۹ صبح هم از جلوی Business School حرکت می کردیم.
روز موعود فرا رسید! من احتمال می دادم که اونجا هوا یکمی سرد باشه، واسه همین یه چند تا لباس گرم برداشتم و گذاشتم تو کوله پشتیم. یه صبحانه مختصر خوردم (Corn Flake. همون ذرت و شیر خودمون که بچه ها (البته مایه دار ها
) واسه صبحانه می خورن). دو تا نون تست برداشتم و با مربایی که از ایران آورده بودن یه ساندویچ واسه تو راه درست کردم. یکمی آب پرتقال ریختم تو یه شیشه، و ۲-۳ تا هم پیراشکی گوشت از تو فریزر در آوردم و گذاشتم تو مایکروفر و رفتم لباس هام رو پوشیدم.
یه نگاه به ساعت روی میز انداختم ...

می دونستم که اگه دیر برسم، باید بی خیال آبشار نیاگارا بشم ![]()
سریع چیز میزا رو جمع و جور کردم و پریدم سوار دوچرخه و راه افتادم سمت دانشگاه. یکی دو دقیقه ای به ۹ مونده بود که رسیدم. بچه ها کم کم داشتن سوار می شدن. دو تا اتوبوس بود. دوچرخم رو قفل کردم و رفتم سوار یکی از اتوبوس ها شدم.
قبل از اینکه راه بیفتیم، راننده رفت جلوی اتوبوس، میکروفون رو برداشت، خودش رو معرفی کرد (!? John) و یه کم در مورد مسیر حرکت و اینکه تقریبا چقدر تو راه هستیم گفت. (روم به دیفال) گفت دستشویی ته اتوبوسه. بعد هم گفت "دو تا فیلم هست، هر کدوم رو که میخواین توی راه براتون بذارم". بعد هم که راه افتادیم. واسه ما فیلم Johnny Cash رو گذاشت.

در طول مسیر خیلی منظره های قشنگی دیدم. کلا خیلی سر سبز بود.

تو مسیر از Toronto رد شدیم. CN Tower از دور دیده می شد. یه ۲ ساعتی تو راه بودیم تا رسیدیم به یه جایی که به حساب رستوران تو راهی بود. رفتیم داخل ساختمونه، یه شعبه از Tim Hortons بود. تو Tim Hortons قهوه و صبحانه و اینجور چیزا می فروشن. قیمتش هم نسبتا مناسبه. یه چند دقیقه تو صف منتظر شدم. نوبتم که شد یه قهوه و دو تا کیک (muffin) سفارش دادم.

از Tim Hortons عکس نداشتم. این رو از تو Google پیدا کردم، ولی دکور و همه چیش کپی همینه (بالا).
یه ۲۰ دقیقه ای استراحت کردیم و دوباره سوار اتوبوس شدیم و رفتیم ...
ساعت ۲ ظهر بود که رسیدیم. هوا خیلی خوب بود، آفتابی، نه سرد و نه گرم. گفتن برین برای خودتون بگردین، فقط قبل از ۹ شب دم اتوبوس ها باشین، چون سر ساعت ۹ راه می افتیم.
از قبل یه سری نقشه و بروشور بهمون داده بودن. البته من که اصلا ازشون استفاده نکردم. با ۲-۳ تا از بچه های آلمانی هم گروه شدم . راه افتادیم به سمت آبشار ها.

شهر نیاگارا خیلی سر سبزه. گل و درخت و آبشار !! و ...
رفتیم همین جایی که تو عکس بالا (پایین سمت راست) می بینین وایسادیم و یه کمی آبشار رو نگاه کردیم. خیلی قشنگ بود ![]()

همینجوری هی نگاه کردیم و عکس گرفتیم تا اینکه چشمون به اون قایق ها افتاد.

گفتیم بریم سوار بشیم که خیلی حال میده !
اسم این قایق سواری، Maid of the Mist Boat Tour بود. عکس پایین جاییه که بلیط هاشو می فروختن.

چند تا از عکس هایی که از تو قایق گرفتم رو اینجا میذارم و بقیه ی داستان رو بعدا میگم.






تا بعد ![]()