ما به دریا هم که بزنیم خشک میشه

به حساب خودمون اومدیم کانادا، هوای سرد، برف و بارون، ...

ولی گوبا ایران از اینجا خفن تر سرد شده. الان ۳-۴ روزه که ایران سرد شده. تو این ۳-۴ روز اینجا هوا گرم شده. الان ۵ درچه بالای صفره! برف ها آب شده. خلاصه که خیلی اوضاع خر تو خره ...

۱ ماه پیش اگه یادتون باشه، توی یکی از پست هام (این پست رو میگم) یه عکسی از در ورودیه خونمون که از داخل یخ زده بود، رو وبلاگم گذاشته بودم. ۲-۳ روز پیش از ایران عکس در و پنجره های خونه ی خودمون رو برام فرستادن که از تو یخ زده بود

خلاصه ما که تو این چند سالی که ایران زندگی کرده بودیم همچین چیزی ندیده بودیم. ایشالا که آخر و عاقبتش خوب باشه.


امسال (۲۰۰۸) یه کمک هزینه ی دیگه هم، علاوه بر اون هایی که قبلا می گرفتم، بهم میدن. یعنی یه مقدارش رو که همین چند روز پیش دادن. بقیشو هم اول ترم تابستون بهم میدن. با این چند میلیون دلاری که در ماه بهم میدن، اااای، همچین میشه راحت زندگی کرد

بعضی ها میگن که دیگه کم کم وقت شوهر کردن، یعنی زن گرفتنمونه (قابل توجه واجدین شرایط)


و اما ادامه ی داستان از اون بالا بالا ها ...

از بالای CN Tower همه چیز خیلی کوچیک دیده می شد.

اون بالا یه محوطه ی داخلی هست که یه فضای بسته است. دور تا دورش شیشه اس و خوب همه ی شهر رو میشه از اون بالا دید. یه سری دوربین جلوی شیشه ها هست که میشه با اونا شهر رو دید. یه رستوران و کافی شاپ هم همونجا هست. تو عکس پایین شیشه ها و دوربین ها دیده میشن. (من به دلیل مسائل امنیتی ناشناس ام )

توی این محوطه ی داخلی یه جایی هست به اسم Glass floor. یه تیکه از کف زمین شیشه است و آدم زیر پاش رو میبینه. اونم جالب و یکمی هم ترسناک بود. (۲ تا عکس پایین)

 

یه محوطه ی خارجی هم هست که دیگه اونجا وارد هوای آزاد میشین. معمولا باد میاد و سرده. دور تا دورش هم توری کشیدن که کسی از اون بالا نیوفته و دست و پاش بشکنه! (عکس پایین)

 راستش چیز بیشتری نمیشه گفت. باید اومد و دید ...

 

 داستان تورنتو که تموم شد. ولی داستان بقیه ی تعطیلات بنده هنوز ادامه داره.

تا بعد ...